کد خبر 132496
۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

بازگشت "کیمیا" به خرمشهر!

بازگشت "کیمیا" به خرمشهر!

غلامرضا بنی اسدی - کیمیا با "آی فیلم" دوباره به خرمشهر رسیده است و و به روایت برخاسته است گوشه ای از هزاران زاویه ای که می تواند به تصویر کشید را، برخی از نقش آفرینان این قصه گاه از خرمشهر گذشته وبه تهران می رسند،

ما اما نباید از خرمشهر بگذریم. کیمیا در خرمشهر ماند و مدتی هم نگاه مردم را در این قطعه که هم بخشی از خاک ماست و هم بخشی از تاریخ ما و هم حتی بخشی از باورها و معارف ماست، نگه داشت. نگه داشت و خیلی از نادیدنی ها را جلوی چشم ها آورد. خیلی نا گفتنی ها را هم فریاد زد آنقدر این فریاد بلند بود که خود هنرپیشه های سریال هم صدایش را شنیدند آخر می گویند کسانی که خود در متن ماجرا هستند چندان که باید صدای ماجرا را نمی شنوند. چنانکه همسایگان دریا نمی شنوند صدای امواج خروشان را ، اما این صدا را اهالی دور دست می شنوند چنانکه بازیگر نقش "کیمیا" هم شنیده بود و طعم تلخ خرمشهر زیر باران گلوله و مظلومیت هم در کلامش پیدا بود؛«پنج ماه از عمرم را با افتخار در سرزمینی قدم زدم که غیرت مردمانی ، هوایش را مقدس کرده بود. شاید دلیل تمام اشک و ضجه های از ته دل ما در صحنه های جنگ "کیمیا" حرمت و صلابت این خاک بود... بله او صدای مظلومیت خرمشهر راشنیده است. صدایی که هنوز بلند است هر چند برخی ها نشنوند. صدای خرمشهر از همان اول بلند بود . از همان روزی که پای ناپاک اولین سرباز متجاوز عراقی به این زمین پاک رسید. از همان اولی که گلوله ها پرصدا شلیک شدند.آن روز مردان غیرتمند این دیار صدا را شنیدند و رفتند تا خرمشهر را پس بگیرند و جان دادند تا پس گرفتند والا دشمنی که آمده بود "بماند" و این را بر در و دیوار شهر نوشته بود به این آسانی پا پس نمی کشید. ما قلم پایش را خرد کردیم تا عقب نشست.... بگذریم، نه قصد نوشتن نقد فیلم دارم و نه قصد یقه گرفتن از "ناهمراهان " دیروز که برخی ها امروز" مدعی " هم شده اند و" برادری نکرده" به طلب "میراث "آمده اند. فقط می خواهم عرض کنم آنچه "کیمیا" از خرمشهر در آغاز جنگ نشان داد، یک شِما بود و یک نما از روزهای آتش و خون که می شد به تصویر کشید و الا عمق فاجعه هزار برابر بود. حالا انصاف تان در باره رزمندگان مدافع خرمشهر از تکاوران نیروی دریایی تا پاسداران سرو قامت تا مردان و زنانی که "حیثیت" یک ملت شدند ،چه قضاوتی می‌کند؟ درباره خرمشهر چه می گویید؟ آیا هنوز تا نام خرمشهر و رزمنده و ارتشی و پاسدار و بسیجی می شنوید یاد سهمیه های روی کاغذ مانده می افتید یا احساس می کنید دینی بر ذمه دارید؟شما حاضر بودید یک شبانه روز ،بله فقط یک شبانه روز جای آن ها باشید آن وقت سهمیه های کاغذی را یک جا به شما بدهند؟ بگذریم "گذشت" ازاخلاق کریمانه مردان جنگ است، اما شما را به خدا نسبت به بچه های جنگ ،نسبت به خانواده شهدا، نسبت به جانبازان، نسبت به شهرهای جنگ زده ،نمی گویم مهربانانه حداقل منصفانه برخورد کنید.بگذریم اما یادمان بماند که "کیمیا" با " آی فیلم" دوباره به خرمشهر بازگشت، خداکند نگاه ما هم به خرمشهر باز گردد به ویژه مسئولان ، به خصوص آنانی که وعده برزمین مانده دارند دوباره به خرمشهر برگردند برای عملیاتی شدن وعده های خود.بگذریم و باز یادمان بگذرد حتی اگر شهدای خرمشهر و مردم خرمشهر و سرزمین خرمشهر هم از ما بگذرد، تاریخ از یقه آنانی که باید کاری می کردند و نکردند ، دست برنخواهد داشت... 

برچسب‌ها